والدگری

یک خونواده شاد

امروزه یکی از دغدغه های اصلی هر والدینی این است که چگونه پدر و مادر خوبی برای فرزندشان باشند. در مجلات، سایت ها و مقالات مختلفی به این موضوع پرداخته اند. پدر و مادر خوب بودن؛ به ندرت ذاتی است و اغلب به سال ها تلاش نیاز دارد تا بتوان پدر و مادر "خوب" بود. حتی با سال ها تلاش نیز، همه ی ما اشتباهاتی می کنیم.

پدر و مادر بودن، شما را در زمینه های مختلف احساسی، جسمانی، اقتصادی و حتی معنوی به چالش می کشاند؛ و این شاید یکی از دلایلی باشد که چرا این همه به این مسئله پرداخته می شود. دلیل دیگر این است که تربیت فرزندان بسیار حساس است چرا که نه تنها زندگی خود آن ها را دستخوش تغییر می کند بلکه بر زندگی خیلی های دیگر هم تاثیر می گذارد.

برای شروع باید بدانیم که هر کودک نیاز های اساسی روانشناختی دارد که ویژگی های والد بودن در ذیل این نیازها خود را نشان می دهند. به پنج مورد از آن ها می پردازیم.

1.نیاز به عشق و علاقه

هر کودکی نیاز دارد که دوست داشته شود و مورد تحسین قرار بگیرد. این مسئله به رشد آن ها کمک می کند و باعث می شود  اعتماد به نفس داشته باشند و برای خود ارزش قائل شوند. کودکانی که محبت نمی بینند و مورد توهین قرار می گیرند، نه تنها نمی توانند ارزش خود را درک بکنند بلکه نمی توانند رابطه درستی نیز با بقیه برقرار بکنند و به دیگران اعتماد کنند. اگر کودکان با عشق یکی از والدین هم بزرگ شوند، بهتر از این است که از هردو طرف مورد توهین و ظلم قرار گیرند.

2.محدودیت

مسلما همه ی ما، محدودیت هایی برای فرزندانمان می گذاریم. این محدودیت ها وقوانین لازم است و به آنان یاد می دهد که هر عملی، عواقبی دارد و آن ها آزاد نیستند که هر طور که می خواهند رفتار بکنند ولی باید دقت داشته باشیم که چگونه این محدودیت ها و قوانین را اعمال می کنیم. کودکان به طور طبیعی حالت دفاعی دارند، پس نباید با دعوا این حالت دفاعی را بیشتر کرد.

3.توانمندی عقلانی

متأسفانه خیلی از والدین، نگاه درست و منطقی به توانمندی خود و فرزندانشان ندارند. آن ها از خود یا فرزندان "قهرمان" می سازند و این قهرمان سازی، فشار های زیادی هم بر خود آن ها و هم بر فرزندان وارد می کند و می تواند سلامت جسمانی و روانی هردو را به خطر بیندازد. والدین کمال گرا نه توانمندی خود را درست می بینند و نه توانمندی فرزندان را.

4. ابراز هیجان و احساس به طور مثبت

به فرزندان خود اجازه دهیم که هیجانات و احساسات خود را به طور مثبت در محیط خانواده ابراز بکنند . اگر این نیاز برآورده نشود؛ آن ها این هیجانات و احساسات را به طور منفی و خطرناک در محیط های دیگر یا به وسیله های دیگر همچون مواد مخدر، رفتار های پرخطر و... ابراز می کنند.

5.تفریح

تفریح و شادی یکی از نیاز های اساسی فرزندان است. تنها وسیله ی تفریح آن ها را فراهم کردن، کافی نیست. باید بگذاریم که آن ها بتوانند با"ما" خوش بگذرانند و از بودن با ما لذت ببرند.

یک ویژگی دیگر که در بالا ذکر نشد، "انعطاف پذیری" است. انعطاف پذیری نه به این معنا که هر چه فرزندان خواستند انجام بدهیم بلکه بتوانیم با اندکی انعطاف، هم قوانین را اجرا بکنیم و هم نیاز های آن ها را پاسخ دهیم.

حال این سوال مطرح می شود که اگر این نیاز ها برطرف نشوند چه اتفاقی می افتد؟

پاسخ این سوال را باید در دوجنبه فردی و اجتماعی بررسی کرد.

1.فردی

اگر این نیازها تامین نشوند ،مشکلات مختلف روانی و اجتماعی برای کودک ایجاد می کنند . باعث می شوند او اعتماد به نفس پایین و کمبود محبت داشته باشد وهم چنین عزت نفس نیز در او از بین  برود.مشکلات روانی برای او ایجاد می شوند که برای جبران این مشکلات به پرخاشگری کلامی و رفتاری،مواد مخدر و رفتاری های پرخطر روی می آورد.

2.اجتماعی

نکته قابل توجه این است که این کودک روزی بزرگ خواهد شد، وارد اجتماع می شود و با دیگران ارتباط های مختلفی برقرار می کند. عدم ارضای این نیاز ها در کودکی، بر روابطش در بزرگسالی تأثیر منفی می گذارد. حتی در خود همان دوره ی کودکی هم نمی تواند ارتباط درستی با بقیه بگیرد. نکته آخر این است که این فرزند، قرار است روزی بچه دار بشود و نسل بعدی را تربیت بکند. فردی که خودش پر از کمبود ها و سرکوب هاست، چگونه می تواند نسل بعدی را خوب تربیت بکند؟

بهتر است از الان به تربیت فرزندانمان اهمیت بدهیم تا در آینده بهای گزافی برای کم کاری و عدم آگاهیمان بپردازیم.

منابع :

1.نازنین حبیبی _روانشناس کودک و نوجوان

2.www.themomiverse.com

3.www.voiceofyouth.com

4.www.livestrong.com