چرا جوابم را نمی‌دهد؟

نکند واقعا اتفاقی برایش افتاده است؟

نکند از دست من ناراحت شده؟

یا حتی کار بدی کردم؟

چه آدم بی ملاحظه‌ای است!

نه نه... نکند واقعا پیام من لحن مناسبی نداشته؟

بهتر نبود رسمی‌تر صحبت می‌کردم؟

و...

چه کار کردم که جواب نمی دهد؟

قبل‌ترها که تلفن و موبایل و اینترنت و... نبود، جواب ندادن هم چندان مطرح نبود. اگر دو نفر می‌خواستند با هم صحبت کنند، باید حتما همدیگر را می‌دیدند. اگر هم نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند این کار را بکنند، برای هم نامه می‌نوشتند یا فردی را به عنوان قاصد در نظر می‌گرفتند. حتی در تاریخ می‌خوانیم که با روشن کردن دود، افراد به هم پیامی را منتقل می‌کردند. بنابراین اگر انتظار برای دریافت جواب پیام هم وجود داشت، برای افراد کم و در شرایط محدودی بود.

مشکل بزرگ ارتباط مستقیم این بود که همیشه امکان آن نبود. اگر هم خواستیم نامه‌ای بفرستیم، چه کسی را انتخاب کنیم تا پیام ما را برساند؟ آیا کسی آن طرف ها قرار است برود؟ آیا فلانی برای انتقال پیام قابل اعتماد است؟ آیا... و...

بنابراین تا یک قرن قبل، ارتباط بشر تنها به دیدار رو در رو محدود می‌شد. در شرایط خیلی مهم و معمولا برای افراد مهم (مانند پادشاهان، مقامات جنگی و...) امکان نامه رسانی و... هم فراهم بود.

مردم عادی در اکثر موارد، تنها گزینه‌شان «انتظار» کشیدن برای دیدن فردی بود که با او حرفی داشتند. یا اگر خیلی شانس داشتند، کسی را گیر می‌آوردند که پیامشان را به فلانی برساند.

مسلما تصور این‌ها برای ما که اگر یک هفته تلگرام و ایمیل و موبایل و... را ازمان بگیرند نمی‌دانیم چه کنیم، بسیار عجیب خواهد بود. اما خب... تاریخ بشر غیر از چند سال اخیر، رابطه را منحصر به همان نوع می‌دانسته است.

حدود صد و پنجاه سال قبل، صنعت تلگراف نقطه‌ای مهم در ارتباطات انسانی به شمار می‌رفت. تلگراف در ابتدا به مقامات عالی رتبه و ارتباطات سیاسی_جنگی محدود می‌شد، اما به مرور مردم عادی نیز توانستند با رجوع به تلگراف‌خانه‌ها پیام‌های خود را به صورت فشرده به مقصد مدنظر برسانند.

انتظار دریافت پاسخ، این‌جا بود که عمومی‌تر شد: رسیدن تلگراف به مقصد و انتظار برای دریافت پاسخ تلگراف.

سال‌ها بعد که اولین تلفن‌ها آمدند، انقلابی در عرصه ارتباطات رخ داد. دیگر لازم نبود روزها و ماه‌ها منتظر ماند تا با یک نفر صحبت کنیم، بلکه با گرفتن چند شماره می‌توانستیم با هم صحبت کنیم.

البته اینجا نیز محدودیت‌های زیادی وجود داشت، اما خب... پیشرفت قابل ملاحظه‌ای به حساب می‌آمد. آمدن تلفن، مشکلات خاص خود را نیز به همراه داشت. بزرگترین معضل این بود که اگر فرد جواب مرا ندهد چه؟ از کجا بفهمم در خانه نیست؟ آیا حالش خوب است؟ آیا نمی‌خواهد جواب من را بدهد؟

با پیشرفت ارتباطات در سال‌های اخیر و ظهور انواع و اقسام پیام‌رسان‌ها، ارتباط غیر مستقیم به اوج خود در تاریخ بشر رسیده است.

انسانی که قرن‌ها قبل باید مدت‌ها صبر می‌کرد قاصدی پیدا کند، به او پیام بدهد و پاسخ را دریافت کند، اکنون با چند دکمه می‌تواند ارتباط کتبی، صوتی و تصویری با هرکس در هرجای دنیا داشته باشد.

این نوع ارتباط شاید در ابتدا یک ابزار به حساب می‌آمد، اما امروز دیگر فقط یک ابزار نیست، بلکه زندگی روانی و اجتماعی بسیاری از افراد وابسته به آن است. تنها تصور کنید به مدت یک هفته هیچ ارتباط مجازی نخواهید داشت. آن وقت خواهید دریافت که تا چه حد به این تکنولوژی وابسته شدیم.

و خب وقتی یک چیز بخشی از زندگی ما می‌شود، دیگر با طرز تفکر قبلی نمی‌توان در مورد آن حرف زد، بلکه آن تکنولوژی فرهنگ خاص خود را نیز به همراه خواهد آورد.

برای مثال امروز به ندرت می‌توان یک رابطه عاطفی را شرح داد و از «پیام» و «موبایل» در آشنایی، علاقمندی و ارتباطات بعدی افراد صحبت نکرد.

یکی از مسائل جانبی که تکنولوژی به همراه خود بولد کرده است، مسأله صبر و پاسخ است. اینکه انسان جدید مفهوم صبر بسیار برایش متفاوت از گذشته است. اینکه دیگر یک ساعت تاخیر هم «دیر» حساب می‌شود.

حال فرض کنید شما با افرادی ارتباط دارید و این ارتباط هم معمولا از طریق مجازی است. این افراد می‌توانند همکار، دوست، شریک عاطفی و یا نامزد شما باشند.

علاقه و یا کار شما با هم این‌قدر زیاد است که دیدارهای مستقیم جوابگو نیست و در ساعاتی از شبانه روز از طریق موبایل با هم ارتباط دارید.

حال فرض کنید پیامی را برای شریک عاطفی خود فرستادید و پس از گذشت چند ساعت او هنوز پاسخ نداده است. به هزاران دلیل احتمالی فکر خواهید کرد و بارها و بارها ممکن است به پیامتان نگاه کنید یا آن را اصلاح کنید.

این لحظات انتظار برای شما بسیار سخت، اضطراب‌آور و طولانی تلقی خواهد شد.

اما چه باید کرد؟ چه اتفاقی می‌افتد که یک نفر پاسخ من را نمی‌دهد؟ آیا مشکل از اوست؟ آیا قصدی پشت این جواب ندادن است؟

به صورت کلی، اینجا از دو جایگاه باید به قضیه نگاه کرد:

1) جایگاه کسی که منتظر پاسخ است.

۲) جایگاه کسی که جواب نمی‌دهد.

در قسمت دوم مطلب، به بررسی دلایل پاسخ ندادن، تبعات روانی پاسخ ندادن و راهکارهایی که فرد می‌تواند هنگام پاسخ نگرفتن داشته باشد، خواهیم پرداخت.

 

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

گزارش

نظرات کاربران

نظر دهید