باافسردگی پس از مهاجرت چگونه کنار بیاییم؟

در مطالب قبلی را جع به مهاجرت و آمادگی هایی که افراد باید قبل از آن داشته باشند صحبت کردیم.اما یکی از مواردی که بین افرادی که مهاجرت می کنند بسیار شایع است،مسئله ی افسردگی پس از مهاجرت است.بیشتر افرادی که مهاجرت کرده اند ابراز کرده اند که پس از مهاجرت دچار شکلی از افسردگی شده اند و مدت ها با آن درگیر بوده اند.

افسردگی پس از مهاجرت اسم های متفاوتی می تواند داشته باشد که به نوع خفیف آن home sick  یا همان دلتنگ شدن برای جایی که قبلا زندگی می کردند،آداب و رسوم قبلی،آدم هایی که قبلا می شناختند و هر چیز آشنای قبلی می گویند.اگر این home sick  بودن ادامه پیدا کند تبدیل به افسردگی می شود.افسردگی که بعد از مهاجرت پیش می آید معمولا پدیده ای طبیعی است و برای اکثر مهاجران پیش می آید.فرد احساس پشیمانی از آمدن می کند و به این می اندیشد که زندگی قبلی هم که داشت آن چنان بد نبوده و همه چیز برای او بی معنی می شود.احساس لذت را از دست می دهد.این افراد ناخودآگاه در خود فرو می روند و از جامعه فاصله می گیرند (به خاطر این که احساس غریبی می کنند)،خیلی اوقات احساس ناتوانی می کنند و این افراد فکر می کنند که تسلط خود را از دست داده اند که البته این موضوع خیلی ربطی به میزان مهارت فرد در زبان آن کشور ندارد.بیشتر به این مربوط است که کارهایی که قبل تر در کشور خود می توانستند به راحتی انجام دهند الان حس وابستگی به دیگران برای انجام آن ها دارند.

تجربه ی افسردگی برای اکثر افراد اتفاق می افتد اما نکته ای که اهمیت دارد این است که در این حالت گیر نکنند و بتوانند از آن بیرون بیایند.علائم افسردگی پس از مهاجرت نیز شامل علائم کلی افسردگی است:

از دست دادن انگیزه

سردرگمی

لذت نبردن از زندگی

سریع خشمگین شدن

 افکار منفی و پوچ طولانی مدت

افزایش یا کاهش وزن

افزایش یا کاهش میزان خواب

احساس ناامیدی

چه کنیم فرد درافسردگی ای که تجربه می کند گیر نکند؟

یکی از نکات کمک کننده اطلاعاتی است که فرد قبل از مهاجرت راجع به آن کشور مقصد کسب می کند حتی اطلاعاتی که راجع به ساختار و معماری شهر کسب می کند بسیار مهم است.

هر چقدر شما بیشتر در خانه بمانید و هر چقدر بخواهید پایبندتر به به روش زندگی قبلی تان در کشورتان باشید،احتمال این که هر روز گوشه گیرتر نسبت به روز قبل شوید خیلی زیاد است.هر روز بیشتر از جامعه فاصله می گیرید و در این افسردگی بیشتر غرق خواهید شد.

سعی کنید خودتان را مشغول نگه دارید.برخی از این شکایت می کنند که زبان بلد نیستند.زبان بلد نبودن اصلا مشکلی نیست.شما می توانید با یادگیری زبان خودتان را سرگرم کنید.

ورزش کنید.

ورزش یکی از بهترین راهکارهای درمانی برای کمک به درمان افسردگی است و هم چنین شما را وادار می کند که از خانه خارج شوید وهم چنین محل خوبی برای آشنایی با افراد دیگر است.

سعی کنید از کشور خودتان دل بکنید.

این به این معنا نیست که آدم های قبلی را فراموش کنید اما این که هرروز ساعت ها تلفنی بخواهید با افراد در کشور خودتان صحبت کنید و بخواهید از هر مهمانی و مراسمی فیلم داشته باشید فقط باعث غمگین تر شدن شما می شود و دلتنگی و افسردگی شما را افزایش می دهد.شما به یک کشور جدید آمده اید و می خواهید زندگی جدیدی را شروع کنید.

تلویزیون کشور خودتان را نگاه نکنید.

وقتی هم چنان تلویزیون و شبکه های کشورخودتان را نگاه می کنید هم چنان در فرهنگ قبلی تان گیر می کنید و نمی توانید با فرهنگ وکشور جدید تطابق پیدا کنید.در این حالت طبیعی است که فرهنگ و جامعه ی جدید هم شما را پس بزند و نپذیرد.همیشه به یاد داشته باشید این شما هستید که باید پذیرفته شوید نه آن ها.البته این به معنا نیست که خود و هویتتان را گم کنید و سریعا تبدیل به آدم دیگری شوید اما سعی کنید به فرهنگ جدید نزدیک تر شوید.این باعث می شود راحت تر از افسردگی بیرون بیایید.

سعی کنید با آدم ها صحبت کنید.

حتی اگر به زبان آن کشور مسلط نیستید سعی کنید دست و پا شکسته با افراد صحبت کنید و ارتباط برقرار کنید.

قدم بزنید.

قدم زدن یکی از راه ها برای جلوگیری از افسردگی است.

شب ها ساعت ها طولانی در تخت خواب نباشید.

آخر هفته ها در خانه نمانید و حتی تنهایی سعی کنید بروید بیرون و گردش کنید.

مهاجرت پدیده آسانی نیست و در به خصوص در اوایل آن افراد با چالش های بسیاری روبه رو هستند.شما باید با سختی ها آشنا باشید و بتوایند طاقت بیاورید اگر فقط به دنبال رویا می خواهید بروید باید بدانید در جای دیگر رویایی وجود ندارد،فقط استانداردهای زندگی با یکدیگر متفاوت هستند.اگر طبق فرهنگ دیگری می خواهید زندگی کنید پس باید سعی کنید به آن فرهنگ نیز نزدیک شوید.

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

گزارش

نظرات کاربران

نظر دهید