اعتیاد به هم وابستگی-یکی از انواع اعتیاد رفتاری

وقتی کلمه ی اعتیاد به گوش ما می رسد اولین نوع اعتیادی که به ذهن ما می رسد اعتیاد به مواد مخدراست.اما اعتیاد به مواد مخدر تنها یکی از چندین نوع اعتیاد است و انواع مختلف دیگری از اعتیاد است.یکی از این انواع اعتیاد،اعتیاد به هم وابستگی است که یکی ازانواع اعتیادهای رفتاری می باشد و در آن افراد به صورت غیر طبیعی بر نیازها و رفتارهای دیگران تمرکز می کند.

تعریف

هم وابستگی درواقع گرایشی است که در آن فرد مبتلا به این اعتیاد، رفتاری منفعلانه در برابر دیگران پیش می گیرد و حتی می توان گفت رفتاری خدمتکارانه از خود درمقابل دیگران نشان می دهد که این رفتار بر زندگی،روابط و کیفیت روابط فرد به شکل منفی ای تاثیر می گذارد.هم وابستگی برخلاف تصور بقیه شایع ترین اعتیادی است که مردم پیدا می کنند.این حالت به خاطر تمرکز بسیار زیاد و افراطی ما بر بیرون از خودمان است و باعث می شود تمرکزمان بر آن چه که درون ما است کاهش یابد و یا حتی در مواردی از دست برود.درواقع هم وابستگی اختلالی است که باعث می شود افراد نتوانند رابطه ی سالمی با دیگران برقرار کنند.البته باید بدانیم که اعتیاد به هم وابستگی با وابستگی یا خودشیرینی متفاوت است و نباید یکسان فرض شوند.به طور کلی وابستگی یکی از عوارض هم وابستگی است اما فرد وابسته لزوما دچار هم وابستگی نیست.

هم وابستگی با دلبستگی تفاوت هایی دارد و هر ادم دچار اختلال دلبستگی لزوما اعتیاد به هم وابستگی ندارد.

شخصی که فرد هم وابسته به او اجازه می دهد که با رفتارش براو تاثیر بگذارد و فکر و ذهنش را مشغول کند می تواند کودک،بزرگسال،معشوق،همسر،برادر،خواهر،پدر،مادر،مادربزرگ،پدربزرگ،مراجع یا بهترین دوست باشد.این شخص می تواند الکلی،معتاد به دیگر مواد شیمیایی،بیمار جسمی یا روانی و یا شخصی معمولی باشد که گاهی غمگین و ناراحت است.

علائم و ویژگی های فرد هم وابسته

علائم اعتیاد به هم وابستگی نیز شبیه دیگر انواع اعتیاد است.تنها فرقی که آن ها با هم دارند در این است که در حالی که معتادان برروی الکل،موادمخدر و یا قمار تمرکز می کنند،فرد هم وابسته نیز بر روی افرادی که دارای یک ویژگی خاص است تمرکز می کند.

- افراد هم وابسته برافراد دیگر به عنوان منبع شادی یا درد تمرکز می کنند.

- افراد هم وابسته به خاطر اینکه بردیگران به عنوان منبع درد یا شادی تمرکز می کنند پس در تلاش هستند که دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.آن ها استراتژی های مختلفی را هم چون ا) تایید جویی 2) خشنود سازی دیگران 3) رفتارهای مراقبتی از دیگران 4) انتقاد و سرزنش از خود را به کار می گیرند.

- افراد هم وابسته معمولا ترس از دست دادن افرادی که به نوعی به آن ها معتاد هستند را دارند.آن ها ممکن است به خاطر رفتارهایی که به خاطر جلب تایید دیگران انجام می دهند احساس گناه نیز بکنند.

- این افراد اعتقاد دارند که اوضاع روابط آن ها بهتر خواهد شد و حتی پس از چندین بار که از سمت دیگران مورد سواستفاده قرار می گیرند باز هم فکر می کنند شرایط نسبت به قبل بهتر است.آن ها فکر می کنند که اگر بتوانند دیگران را خشنود بسازند و تایید آن ها را داشته باشند می توانند "آن دیگران" را کنترل کنند.

- نتیجه ی آن که آن ها بردیگران بیشتر از خودشان تمرکز می کنند این می شود خود را انکار می کنند،با ارزش های دیگران سازگار می شوند و درون ریزی دارند یعنی دردشان را در درون خودشان نگه می دارند.

- هم چنین افراد دارای اعتیاد هم وابستگی ممکن است گاهی خود را به عنوان قربانی نیز ببینند.

ریشه ی هم وابستگی

افرادی که در دوران کودکی خود با عشق و مراقبت والدین و اطرافیان بزرگ شده اند،در بزرگسالی کمتر دچار بحران های روحی می شوند و رفتار سالم تری دارند.افرادی که در خانواده های معتاد،از هم پاشیده و یا بدرفتار بزرگ شده اند در بزرگسالی نمی توانند رفتار مناسب و معقولی از خود نشان دهند و هیچ گاه نمی توانند خود را با دیگر افراد این دنیا برابر بدانند.چنین تربیت و برداشتی که این افراد از خود دارند باعث می شود که در معرض ابتلا به نابهنجاری هم وابستگی قرار بگیرند و همین نابهنجاری می تواند مشکلات فراوانی را برای این افراد ایجاد کند.از جمله آن که رابطه ای ناسالم و عذاب آور با دیگران خواهند داشت.

مهترین عوامل

  • محرومیت از عشق و توجه در سال های اولیه و زمان شکل گیری شخصیت کودکی
  • پذیرفته نشدن و طرد شدن توسط والدین یا کسانی که مسئولیت نگهداری از آن ها را برعهده داشته اند.
  • اعتیاد یکی از اعضای خانواده به مواد مخدر،الکل یا اعتیاد های رفتاری مثل هم وابستگی،کار،غذا، روابط جنسی یا قمار
  • وجود سواستفاده ی جسمی،روانی یا آزار جنسی
  • بیماری های روانی و یا جسمانی مزمن یکی از اعضای خانواده

 

درمان اعتیاد به هم وابستگی

برای درمان اعتیاد به هم وابستگی توصیه می شود که پس از شناخت و پذیرش آن که گام اول در بهبودی است،عوامل متعددی که در تشکیل این اختلال دخیل هستند مثل ترس ها،زخم ها،رنجش ها،باورها،احساس حقارت و عدم احساس ارزشمندی،نداشتن سواد رابطه ی عاطفی و حتی بیماری جسمانی را باید به طور جداگانه و در خود فرد مبتلا،مورد بررسی قرار داد.

 

 

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

گزارش

نظرات کاربران

نظر دهید