هزاران اتفاق در زندگی امروز وجود دارد که باعث می شوند ما به راحتی خشمگین شده،از کوره در برویم و کنترل خودرا از دست بدهیم.درواقع هیچکسی نیست که بتواند ادعا کند تا حالا از گیرافتادن در ترافیک،ماندن در صف های طولانی،قانون شکنی بقیه،اتفاقات غیرمترقبه ی منفی،بهم ریختن برنامه ریزی هایش یا حتی بدقولی دیگران عصبانی و خشمگین نشده باشد.خشمگین شدن احساسی طبیعی است که همه آن را تجربه می کنند اما نحوه ی مدیریت این خشم مهم است و می تواند حتی سرنوشت خیلی از افراد را تغییر دهد.عدم کنترل صحیح خشم می تواند منجر به مشکلات مختلفی مثل گفتن حرف هایی که بعدا باعث پشیمانی شما خواهند شد،داد زدن سرفرزندانتان،تهدید کردن همکارانتان،ارسال پیام های تند و زننده،ایجاد مشکلات سلامتی یا حتی نشان دادن خشونت فیزیکی شود.البته همه ی مشکلاتی که خشم و عصبانیت برای افراد ایجاد می کند،مشکلات جدی نخواهند بود.گاهی این خشم و عصبانیت می تواند فقط باعث هدررفتن زمان شما سرفکر کردن مسائل ناراحت کننده باشد.

مدیریت خشم می تواند از فجایع بسیاری جلوگیری کند

مدیریت خشم

مدیریت خشم به این معنا نیست که هرگز عصبانی نشوید.درواقع هدف مدیریت خشم یاددهی مهارت هایی برای مواجهه و تجربه ی احساس عصبانیت و خشم در یک مسیر سالم و سازنده است.مدیریت خشم مهارتی است که همه می توانند آن را یادبگیرند و احساس عصبانیت خود را تحت کنترل خود دربیاورند.

چرا باید خشممان را مدیریت کنیم؟

خشم یک احساس است که می تواند از یک برانگیختگی عصبی ملایم تا خشم شدید تجربه شود.درحالی که بیشتر مردم به خشم به عنوان یک احساس منفی نگاه می کنند،خشم می تواند عملکرد مثبتی نیز داشته باشد.همان طور که احساس خشم باعث می شود که به دیگران فحاشی کنید،می تواند باعث شود که دربرابر بی قانونی ها سکوت نکنید و یا یک تغییر اجتماعی به نفع جامعه ایجاد کنید.

اما وقتی که خشم بدون کنترل رها شود،می تواند منجر به رفتارهای پرخاشگرانه مثل داد زدن برسر دیگران یا آسیب زدن به اموال عمومی شود.هم چنین احساس خشم می تواند باعث شود که شما فقط و فقط خود را مقصر بدانید و خشمتان را سرخودتان تخلیه بکنید.این درون ریزی اثرات جدی بربهزیستی و سلامت روان شما برجای خواهد گذاشت.

خشم زمانی می تواند مشکل ساز شود که یا اغلب اوقات یا به صورت بسیار شدید، احساس شود و یا با روش های غیرسالمی تجربه و تخلیه شود.درواقع،خشم شدید می تواندعوارض جسمانی،روانی و اجتماعی را برشما تحمیل کند.به خاطرهمین،استراتژی های مدیریت خشم سودمند خواهند بود و به شما کمک می کنند که مسیرهای سالمی برای تخلیه ی احساساتتان پیدا کنید.

استراتژی های مدیریت خشم

تحقیقات به طور پیوسته نشان داده اند که مداخلات رفتاری شناختی،استراتژی های موثری برای بهبود مدیریت خشم می باشند.مداخلات شناختی رفتاری با طریقی که شما فکر و رفتار می کنید درگیر می شوند.آن های براین اساس هستند که افکار،احساسات و رفتار شما به همدیگر مرتبط می باشند.

به عنوان مثال افکار و رفتار شما می توانند هم احساسات شما را تقویت کنندو هم آن ها را کاهش دهند.بنابراین اگر شما می خواهید که حالت احساسی خود را از خشمگین بودن تغییر دهید باید چیزی که فکرمی کنید و رفتاری که انجام می دهید را عوض کنید.

هنگامی که بحث مدیریت خشم پیش می آید،استراتژی های شناختی رفتاری به دنبال راه هایی برای دوری از افکاری که باعث تقویت خشم شما هستند می باشند.بدون سوخت برای آتشی که در حال سوختن است،آتش درونتان کم کم شروع به خاموش شدن می کند و شما آرامش خود را بازمی یابید.

بهترین راه برای کنترل خشم،خلق یک نقشه ی مدیریت خشم می باشد.با این نقشه هرموقع که عصبانی می شوید می دانید که چه کار کنید.

در این جا به بیان 11 استراتژی کنترل خشم می پردازیم که شما می توانید در نقشه ی مدیریت خشم خودتان از آن ها استفاده کنید.این ابزار برای کمک به مدیریت و کنترل خشم شما طراحی شده اند:

ماشه چکان ها را مشخص کنید.

اگر به از دست دادن کنترل و خشمگین شدن سریع عادت کرده اید،از عواملی که باعث تحریک خشم شما می شوند دوری کنید:صف های طولانی،ترافیک های سنگین،نظرات اذیت کننده یا حتی خستگی بیش از حد.دوری از این عوامل تحریک کننده می تواند تا حدی سوخت خشم شما را کم کند!

البته این استراتژی به این معنا نیست که دیگران را به خاطر این که نمی توانند شما را آرام کنند سرزنش کنید.درواقع به معنای فهم عوامل تحریک کننده خشم شما به منظوربرنامه ریزی بهتر برای مدیریت خشم است.مثلا شما ممکن است برنامه های روزانه تان را به گونه ای بچینید که بتوانید استرستان را بهتر مدیریت کنید.یا قبل از وارد شدن به موقعیت هایی که می دانید باعث خشم شما می شوند تکنیک های مدیریت خشم را تمرین کنید.

خشم تان را ارزیابی کنید.

قبل از این که شروع به آرام کردن خودتان بکنید،از خودتان بپرسید که خشم شما یک دوست یا دشمن است.اگر خشم شما نسبت به ستمی است که در حال اتفاق است یا نشان از این باشد که شرایطی که در آن هستید شرایط سالمی نیست، می تواند کمک کننده هم باشد.در این شرایط بهتر است به جای عوض کردن احساساتتان،موقعیتتان را عوض کنید.یه یاد داشته باشید که خشم یک احساس طبیعی است و دقت کنید که هرموقع که خمشگین می شوید نیازی نیست خودتان تغییر دهید.برخی اوقات خشم می تواند نشانه ای از این باشد که برخی چیزها نیاز به تغییر دارند نه شما؛مثل روابط احساسی آزاردهنده وسمی.

خشمگین بودن می تواند به شما هشدار دهد که حرکتی کنید یا تغییری ایجاد کنید.

به هرحال اگر خشم شما باعث استرس و یا آسیب رساندن به روابطتان شد،می تواند دشمنتان باشد.دیگر علائم هشداردهنده برای دشمن بودن شامل از دست رفتن کنترل احساساتتان وپشیمانی از حرف هایی که در هنگام عصبانیت می زنید و یا رفتاری که از خود نشان می دهید،باشد.در این شرایط بهتر است روی احساساتتان و آرام کردن خودتان کار کنید.

به علائم خطر توجه کنید.

ممکن است فکر کنید که خشم به صورت ناگهانی اتفاق می افتد و خیلی خیلی ناگهانی تر تبدیل به یک حمله ی قلبی می گردد.اما باید بدانید که همیشه علائمی حاکی از افزایش خشم شما وجود دارد.به آن علائم توجه کنید تا بتوانید به موقع عملی انجام دهید و یا خودتان را قبل از بروز مشکلی آرام سازید.

راجع به علائم جسمانی تان هنگامی که خشمگین می شوید فکر کنید.شاید ضربان قلبتان تندتر بزند یا صورتتان شروع به داغ شدن بکند.حتی بهتر است به علائم شناختی نیز فکر کنید.ممکن است ذهن شما باعث شود که بعضی چیزها را در هاله ای از رنگ قرمز ببینید.

با توجه کردن به علائم هشدار،شما این فرصت را خواهید داشت که قبل از اینکه اتفاق بدی بیفتد کاری انجام دهید.یادبگیرید که به طریقه ی تجربه ی احساساتتان توجه کنید و سعی کنید با تمرین در شناسایی علائم هشدار ماهرتر شوید.

ادامه دارد...

این مقاله برگرفته از مقاله ی 11Anger Management Strategies to Help You Calm Down می باشد.

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

گزارش

نظرات کاربران

نظر دهید